المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

587

مروج الذهب ( فارسى )

225 ذكر خانه‌هاى معروف و معبدهاى بزرگ و آتشكده‌ها و بتخانه‌ها و ذكر ستارگان و ديگر عجايب عالم مسعودى گويد : بسيارى از مردم هند و چين و طوايف ديگر معتقد بودند كه خدا عز و جل جسم است ، فرشتگان نيز جسمند و اندازه دارند و خداى تعالى و فرشتگانش در آسمان نهان شده‌اند بدين جهت مجسمه‌ها و بت‌هائى به صورت آفريدگار عز و جل و به صورت فرشتگان به اندازه و شكل مختلف و به صورت انسان و چيزهاى ديگر ساخته بودند كه آن را پرستش ميكردند و قربان و نذر ميدادند كه به پندار ايشان بتان همانند خدا بود و بدان تقرب داشت . مدتها بر اين رسم ببودند تا يكى از حكماى قوم آنها را متوجه كرد كه افلاك و ستارگان از ديگر اجسام مرئى بخداى تعالى نزديكتر است وحى و ناطق نيز هست و فرشتگان ما بين خدا و اين موجودات علوى رفت و آمد دارند و هر چه در اين جهان رخ ميدهد به اندازه سيرى است كه ستارگان بفرمان خدا دارند بنابر اين به تعظيم ستارگان پرداختند و براى آن قربانى كردند تا از آن سود برند و مدتها بر اين رسم بودند و چون ديدند كه ستارگان بهنگام روز و بعضى اوقات شب به علت تغييرات جوى نهان مىشود يكى از حكماى آنها بفرمود تا بشمار ستارگان معروف بت‌هائى ترتيب دهند و هر گروه ستاره‌اى را بزرگ دارند و قربانى خاصى بدان پيشكش كنند بدين پندار كه وقتى تصوير ستارگان را احترام كنند اجسام علوى هفت ستاره مطابق مقاصد آنها حركت خواهد كرد بنابر اين براى هر بتى خانه و معبد جداگانه ساختند